|
محمد جواد غریبی: منابع انسانی محور و مدار توسعه است. توسعه همه جانبه یک منطقه یا کشور مستلزم داشتن منابع انسانی دانا، توانا وکوشاست. سرمایه، تکنولوژی، موقعیت خاص جغرافیایی و.. در فرایند توسعه از نقش غیر قابل انکاری برخوردارند. با این حال همه این شاخصه ها در صورت داشتن منابع انسانی نخبه، بارور می شود و می تواند گشایشگر در راستای نیل به توسعه گردد.
نخبگان بر دو نوعند یا فکری اند یا ابزاری. نخبگان فکری صاحبان اندیشه و نظر و تولید کنندگان فرهنگ و هنرند.
شهرستان دشتی در طول تاریخ خویش از وجود این قسم نخبگان بهره هایی دارد. هرچند اگر فارغ از تعصب بنگریم، پی خواهیم برد که در سالیان اخیردر این خصوص مسکین بوده ایم و نتوانسته ایم نخبگان فکری چندی پرورش دهیم.
توسعه همه جانبه شهرستان دشتی اقتضاء می کند که نخبگان فکری موجود را شناسایی کرده و حق معرفت در قبال اینان ادا کرده و با حمایتهای مادی و معنوی خویش مبادرت به تشویق اینان در جهت پژوهش و تحقیق نموده و از نظرات و راهکارهایشان در جهت توسعه شهرستان بهره ببریم.
متاسفانه نخبگان فکری آنگونه که شایسته و زیبنده بوده است مورد تجلیل و بزرگداشت قرار نگرفته اند. به جرات می توان گفت که این قشر فرهیخته نه تنها قدر ندیده و بر صدر ننشسته اند بلکه بعضا گمنام و ناشناخته نیز مانده اند. معرفی و سازماندهی به نخبگان فکری ضرورتی است که بیش از پیش احساس می شود. البته در این راه سهم و مسئولیت خود نخبگان بیش از دیگران است. صاحبان اندیشه و فهم باید دامن عزلت برچینند و در تحولات شهرستان دشتی بیشتر نقش آفرینی کنند.
نخبگان فکری شهرستان دشتی بعضا در مناطقی غیر شهرستان دشتی ساکن هستند. این گروه فرهیخته می توانند از طریق ایجاد تارنما و یا تارنگارهای ارتباطی (اینترنتی) با یکدیگر در ارتباط باشند و به تبادل آراء و نظرات بپردازند.یا مبادرت به تشکیل انجمن یا کانون نمایند.تشکل های مردمی یا نهادهای جامعه مدنی نیز می توانند نسبت به شناسایی نخبگان و تسهیل ارتباط میانشان اقدام نمایند.(البته راه اندازی سمن ها «سازمان های مردم نهاد» باکارکردهای مبتنی بر پارادایم های توسعه و عاری از هر گونه سیاست زدگی یک تشکل مطمح نظر است.)
راه اندازی یک نشریه فعال و مستمر چه به صورت روزنامه، هفته نامه، ماهنامه و یا حتی فصل نامه بسیار ضروری است و کارکردهای پر ثمری خواهد داشت. با توجه به عدم شکل گیری تشکل های مردمی قوی در سطح شهرستان و پراکندگی نخبگان فکری دشتی، به نظر می رسد نهادهایی مانند شهرداری و یا شوراهای اسلامی بتوانند در این باب مثمرثمر واقع شوند. شهرداری خورموج بعنوان شهردار مرکز شهرستان دشتی می تواند پیشقراول این حرکت شایسته باشد. تعامل سازنده میان نخبگان و شهرداری و یا شورای اسلامی خورموج می تواند منشاء خیر و خدمات بسیار شود.
پر واضح است، نخبگان، تولید کنندگان اندیشه و فرهنگند و شهرداری به عنوان نهادی که در حوزه فرهنگ و هنر نیز صلاحیت ها و وظایفی دارد که می تواند از وجود نخبگان در راستای برنامه ریزی شهری، نهایت استفاده و بهره را ببرد.
بلاتردید نخبگان باید حس تعلق خاطر به زادگاه داشته باشند! البته این تعلق خاطر باید در چهارچوب منافع کلان کشوری جای گیرد نه صرفا محصور در اسارت منطقه خاص جغرافیایی! نخبگان فکری می توانند در باب مسائل و مشکلات شهرستان هم اندیشی کرده و رهنمودهای رهیافت گرایانه ارائه دهند. نخبگان فکری باید نظریه پردازان توسعه منطقه گردند. نخبگان فکری مغز سیستم توسعه هستند. هرچه مغز باهوشتر باشد بدن نیز سالمتر است. شهرستان دشتی برای حرکت در مسیر توسعه نیاز مبرم به برنامه ریزی عقلانیت گرای آینده نگر دارد.
نخبگان فکری باید برنامه حرکت ارائه دهند! نخبه فکری اقتصادی باید به تامل در ظرفیتها و پتانسیل ها بپردازد و بهترین راهکارها جهت توسعه اقتصادی منطقه ارائه دهد. چگونه می توان شهرستان را تبدیل به قطب کشاورزی جنوب و یا حتی یکی از قطبهای کشاورزی ایران نمود؟ چگونه می توان بر ارزش افزوده معادن غنی شهرستان افزود؟ چگونه می توان سطح رفاه مردم شهرستان را بهبود بخشید؟ چگونه می توان کشاورزی شهرستان را با متدهای علمی و روشمند رونق داد وبر مخاطرات و قهر طبیعت فائق آمد؟ توسعه بازار تجاری شهرستان دشتی چگونه امکان پذیر خواهد شد؟ چگونه می توان نرخ بیکاری را در سطح شهرستان کاهش داد؟ چه راههایی جهت جذب سرمایه داران به سرمایه گذاری وجود دارد؟ چگونه؟
نخبه فکری سیاسی نیز به دور از سیاست زدگی و قدرت طلبی باید تدبیر و تامل نماید و راهکار ارائه دهد! چگونه می توان میان دانش آموختگان این سامان اعتماد و ائتلافی پایدار به وجود آورد؟ چه راههایی جهت بازیگری در عرصه سیاسی منطقه ای و کشوری برای شهرستان دشتی متصور است؟ چگونه می توان نیروهای کارآمد و دانش آموخته شهرستان را وارد عرصه های تصمیم گیری و حتی مدیریتی نمود؟ توسعه فرهنگی شهرستان تحت چه شرایطی امکان پذیر است؟ و دهها بلکه صدها سوال اینچنینی را پاسخ دهد! نخبگان فکری و ابزاری می توانند کمیته ی توسعه تشکیل دهند.این کارگروه می تواند با مطالعه پتانسیل ها و ظرفیتهای موجود در منطقه و متناسب با شرایط حاکم بر آن، برنامه ریزی کند و سند چشم انداز توسعه ارائه دهد.
نخبگان فکری در مرحله تئوری اند! نخبگان ابزاری که صاحبان قدرت و ثروت هستند باید از تئوریهای ایشان نهایت بهره را ببرند.
نخبگان ابزاری کسانی هستند که از توانایی فکری و تحلیلی برخوردارند و بهره مند از ساختار شخصیتی باوقار، بی هیاهو، با حوصله، صبور، باپشتکار،دقیق،مشورت جو، مردمی، سیر چشم، آگاهی طلب و...است. نخبگان ابزاری مجریان آمورند.
شهرستان دشتی در صورتی جامه جمیل توسعه بر تن خواهد پوشانید که نخبگان ابزاری مراجع تصمیم گیر و تاثیرگذار باشند.
نخبگان ابزاری تغذیه کننده سفره نخبگان فکری اند. رابطه این دو رابطه تولیدکننده و مصرف کننده است. نخبگان ابزاری باید از نظریات صاحبان فکر و هنر نهایت استفاده را ببرند. دادگستری موفق در یک منطقه یا شهرستان،آن دستگاهی است که از یافته های پژوهشی جرم شناسان و کارشناسان جامعه شناسی که در آن حوزه به مطالعه انحرافات پرداخته اند بهره بسیاری برده باشد و راهکارهای اینان را در پیشگیری از جرم به کار بندد. بخشدار موفق آن کسی است که بساط مشورت با نخبگان فکری بگشاید و خود اهل تامل و تدبر باشد.
شهردار توانا آن کسی است که برنامه ریزی اش را متناسب با فراورده های مطلوب صاحبان اندیشه نماید. آموزش و پرورشی شایسته تقدیر است که «نخبه پروری» کارنامه اش باشد و «علم» قرین عملکردش! تعهد به معنای «ابراز وفاداری و تبعیت از یک فکر و یا سلیقه خاص سیاسی»نیست! که هر که فاقد آن بود را با تیغ تیز «عزل و نصب» از صحنه به در کنیم! تعهد «ابراز وفاداری به اصول و ارزشهای ملی و وطن دوستانه و رعایت اخلاق عالیه انسانی و احترام به باورهای آیینی است» هنر مدیران اجرایی در یکجانبه گرایی نیست، بلکه در همفکری است. چه توانمند می شود آن مدیری که با دانایان همنشین می شود؟! چه جاودانه و محبوب می ماند آن شایسته ای که در برابر سهم خواهی و سیاسی بازی و سیاست زدگی، دامن علم و اخلاق را رها نمی کند و شجاعت پیشه می سازد!
نخبه ابزاری سیاسی قدرت را برای نفس قدرت نمی خواهد بلکه از قدرت به عنوان نردبان توسعه بهره می برد. ریچارد نیکسون که یکی از برجسته ترین سیاستمداران قرن بیستم است، جمله نغزی در این رابطه دارد؛ وی می گوید: «یک عده به قدرت می رسند، چون به قدرت علاقه دارند و یک عده به قدرت می رسند، چون می خواهند کارهای بزرگ کنند.» صاحبان ثروت که از قدرت اندیشگی بهره مند هستند نیز نخبه ابزاری هستند. این نخبگان باید در تعامل با نخبگان فکری اقتصادی و سیاسی باشند. نخبگان ابزاری اقتصادی می توانند چرخهای عظیم توسعه شهرستان دشتی را به حرکت در آورند! باید اینان را جذب کرده و تشویق به سرمایه گذاری نمود.
شهرستان دشتی یک بخش از میان صدها بخش واقع در ایران است! شاید تابع کل بودن این بخش و ناچیز بودنش در عرصه تصمیم گیریهای کلان حکومتی و اینکه مدیران اجرایی آن قدرت بسیار محدود و اندکی دارند؛ این شایبه را به ذهن متبادر کند که توسعه باید از بالا به پایین صورت گیرد و شهرستان دشتی ناچار است که مانند سایر مناطق کشور و همنوا با آنان حرکت کند. این نظر علی رغم ظاهر معقولش بهره چندانی از درستی ندارد! بر خلاف این نظر باید گفت که شهرستان دشتی به جهت آنکه متمرکز و غیر گسترده است و نوعی همگرایی فرهنگی و انسجام اجتماعی مستعد توسعه دارد،می تواند به عنوان الگویی از توسعه یافتگی و عمران و آبادانی در کشور مطرح گردد. اگر نرخ بیکاری در شهرستان دشتی به صفر و یا چند صدم درصد برسد!،میزان تولیدات کشاورزی و صنعتی فزونی گیرد! تجارت و بازرگانی شهرستان دشتی رونق گرفته و بازارهای پیرامون را تحت الشعاع و تحت تصرف خویش در آورد! آمار پذیرفته شدگان دانشگاهی و رتبه های ممتاز و قبول شدگان مقاطع تحصیلات تکمیلی افزایش یابد به گونه ای که به نسبت جمعیت در کشور ،جایگاه درخوری کسب نماید! اگر آموزش و پرورش شهرستان دشتی پیشرو در بهبود «آموزش و پرورش» شود! اگر رفاه نسبی حاکم گردد! اگر صلح، تفاهم، امید و معنا ویژگی ساکنان این سامان شود! اگر به مدد نخبگان و خیر اندیشان امکانات رفاهی ،تفریحی و فرهنگی مانند بیمارستان، جاده، سینما و پارک و شهر بازی و استادیوم های ورزشی و فرهنگسرا و کتابخانه ایجاد گردد! اگر ... اگر.... اگر... شود، شهرستان دشتی اطلس نو می بافد و خلعت نو می پوشد! شهرستان دشتی الگوی توسعه یافتگی شده و نمودار و نمایانگر بزرگی ، غیرتمندی ، علم مداری و فرزانگی!
بیایید توان خویش را باور کنیم! داشتن شهرستان دشتی توسعه یافته خواب نیست! رویا نیست! خیالبافی نیست! آرزوی تحقق نیافتنی نیست! وعده و حرف نیست! اندیشه تو خالی نیست! دور از دسترس نیست! اگر حس تعلق خاطر به زادگاه آباء و اجدادی مان در ما شکل گیرد! اگر در چهارچوب منافع ملی ایران عزیزمان بیندیشیم! اگر توسعه طلبی شعار و آرمانمان شود! اگر شایستگان سکاندار شوند! اگر خفتگان بیدار شوند! اگر سرمایه هایمان را باور کنیم! اگر تشکل های خودجوش به راه اندازیم! اگر اعتماد و ائتلافی پایدار میان دانشجویان،دانش آموختگان، فرهنگیان، و طلاب شهرستان ایجاد کنیم! اگر در بازیگری سیاسی در سطح استان دست وچشم بسته عمل نکنیم! اگر سیاست «نخبه پروری» و«نخبه گرایی» را در تمام حوزه ها به کار گیریم! اگر جوانسال در کنار بزرگسال، بی تجربه در کنار با تجربه، قدرت در جوار معرفت، آموزش در کنار پرورش، مسئولیت در کنار ثروت ، تعهد همنشین تخصص، تعامل جایگزین تقابل، پیوست به جای گسست، عقلانیت در همسایگی عدالت و منفعت شخصی فدای منفعت جمعی گردد، دیگر شهرستان دشتی از جور روزگار گله ندارد!
واپسین کلام اینکه، شهرستان دشتی ، نخبگان دلداده به توسعه زادگاه، بسی دارد. ولی آیا این پتانسیل قوی را سامانی مطلوب است؟ آیا می توان از این ظرفیت عالی در جهت توسعه شهرستان دشتی ، این کهن بوم و بر دوست داشتنی مان، بهره برد؟
باید به انتظار نشست.
شاید «مردی از خویش برون آید و کاری بکند»
یا آنکه «چراغی برکند خلوت نشینی»
منابع و ماخذ
1-عقلانیت و آینده توسعه یافتگی-دکترمحمود سریع القلم-نشر مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه-چاپ سوم-1382
2-فرهنگ سیاسی ایران-دکترمحمود سریع القلم-نشرپژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی-چاپ اول-پاییز 1386
3-تاریخ تحولات سیاسی،اجتماعی دشتی در دوران قاجار وپهلوی-دکتر حبیب الله سعدی نیا-نشر موعود اسلام-چاپ اول-1383
4-حمد الله مستوفی، نزهة القلوب، تصحیح لسترنج |